آموزش انگلیسیآموزشی

داستان بسیار کوتاه انگلیسی خنده‌دار | Short Funny Story برای یادگیری

برای یاد گرفتن زبان انگلیسی لازم نیست همیشه قیافه‌مان جدی باشد. زبان قرار نیست فقط در قالب مثال‌های رسمی و جمله‌های اتوکشیده یاد گرفته شود؛ اتفاقا بخش زیادی از آن جایی شکل می‌گیرد که جمله‌ها طبیعی‌اند، موقعیت‌ها آشنا هستند و تهِ ماجرا یک شوخی کوچک نشسته که باعث می‌شود جمله در ذهن بماند.

داستان کوتاه انگلیسی خنده دار دقیقا همین نقش را دارد و یکی از بهترین منابع برای یادگیری زبان هست. یک موقعیت ساده را تعریف می‌کند، با چند کلمه معمولی جلو می‌رود و ناگهان کاری می‌کند که هم لبخند بزنی، هم متوجه شوی ساختار جمله یا انتخاب واژه چرا این‌طور است بدون این‌که احساس کنی داری زبان یاد می‌گیری.

داستان‌های طنز انگلیسی کوتاه به زبان همان‌طور نگاه می‌کنند که در زندگی واقعی استفاده می‌شود؛ پر از جمله‌های کوتاه و بلندِ درهم، واکنش‌های سریع، کنایه‌های ظریف و حرف‌هایی عامیانه. به همین دلیل هم خواندنشان برای زبان‌آموز خسته‌کننده نیست و معمولا باعث می‌شود خواندن یک داستان، برای او لذت‌بخش باشد.

در ادامه این مقاله، چند داستان طنز انگلیسی کوتاه می‌خوانیم که هم قابل فهم‌اند و هم به مکالمه‌های واقعی نزدیک. بعد از هر داستان، نکات آموزشی مهم آن را بررسی می‌کنیم تا بدانید دقیقا چه چیزی از آن می‌شود یاد گرفت و چطور می‌توان همان لحن و ساختار را در صحبت کردن یا نوشتن انگلیسی به کار برد.

1. داستان طنز انگلیسی کوتاه | The Lost Senior Citizen

داستان طنز انگلیسی کوتاه | The Lost Senior Citizen

When I went to lunch today, I noticed an old man sitting on a park bench sobbing his eyes out. I stopped and asked him what was wrong.

He told me, “I have a 22yearold wife at home. She rubs my back every morning and then gets up and makes me pancakes, sausage, fresh fruit, and freshly ground coffee.”

I continued, “Well, then why are you crying?”

He said, “Because I can’t remember where I live!”

ترجمه فارسی:

وقتی امروز برای نهار رفتم، متوجه شدم یک پیرمرد روی نیمکت پارک نشسته و با چشم‌هایی پر از اشک گریه می‌کند. من ایستادم و ازش پرسیدم چه مشکلی داره.

او به من گفت: «من یک همسر ۲۲ ساله دارم. هر صبح کمرم را مالش می‌دهد و بعد از خواب بلند می‌شود و برایم پنکیک، سوسیس، میوه تازه و قهوه تازه آسیاب‌شده درست می‌کند.»

من ادامه دادم: «خب، پس چرا داری گریه می‌کنی؟»

او گفت: «چون یادم نمی‌آید کجا زندگی می‌کنم!»

نکات گرامری:

زمان گذشته ساده (Simple Past): در این داستان، از زمان گذشته ساده برای بیان اتفاقات گذشته استفاده شده است. برای مثال:

I noticed → من متوجه شدم

I asked → من پرسیدم

He told me → او به من گفت

ساختار:

Subject + past verb

مثال: He said, I continued

نقل قول مستقیم (Direct Speech): داستان شامل جملاتی است که شخصیت‌ها مستقیماً صحبت می‌کنند. این جملات با علامت نقل قول (“”) آمده‌اند:

“I have a 22yearold wife…”

“Well, then why are you crying?”

نکته: وقتی نقل قول را مستقیم می‌آوریم، باید از علامت نقل قول (“”) استفاده کنیم.

استفاده از فعل‌های کمکی در سوالات: در داستان از فعل‌های کمکی برای ساخت سوالات استفاده شده است:

“Well, then why are you crying?”

“What’s wrong?”

فعل‌های ادامه‌دار (Present Continuous): جمله sobbing his eyes out به معنی “گریه کردن شدید” است و در اینجا از ساختار present continuous (فعل + ing) برای بیان یک عمل در حال انجام استفاده شده است.

مثال: He was crying → او گریه می‌کرد.

اصطلاحات مهم:

“Sobbing his eyes out”: این عبارت به معنای “خیلی گریه کردن” است و در اینجا نشان‌دهنده شدت گریه است.

He was sobbing his eyes out on the bench.

(او داشت روی نیمکت شدیداً گریه می‌کرد.)

“Freshly ground coffee”: به معنای “قهوه تازه آسیاب‌شده” است که در اینجا حس تازه بودن و کیفیت عالی را می‌دهد.

She made freshly ground coffee for him every morning.

(او هر روز صبح قهوه تازه آسیاب‌شده برایش درست می‌کرد.)

2. داستان طنز انگلیسی کوتاه | The Sweet Grandmother

داستان طنز انگلیسی کوتاه | The Sweet Grandmother

A sweet grandmother telephoned St. Joseph’s Hospital. She timidly asked, “Is it possible to speak to someone who can tell me how a patient is doing?”

OPERATOR – “I’ll be glad to help, dear. What’s the name and room number of the patient?”

GRANDMOTHER – “Norma Findlay, Room 302.”

After a few minutes the operator returned.

OPERATOR – “I have good news – her nurse just told me that Norma is doing well. Her blood pressure is fine, her blood test came back normal and her doctor has scheduled her to be discharged tomorrow.”

GRANDMOTHER – “Thank you, that’s wonderful. I was so worried. God bless you for the good news.”

OPERATOR – “You’re more than welcome. Is Norma your daughter?”

GRANDMOTHER – “No – I’m Norma Findlay in Room 302 and no one tells me anything!”

ترجمه فارسی:

یک مادربزرگ شیرین با بیمارستان سنت جوزف تماس گرفت و با صدای ملایم پرسید: «آیا می‌شود با کسی صحبت کنم که بگوید یک بیمار چطور است؟»

اپراتور: «خیلی خوشحال می‌شوم کمکتان کنم. نام و شماره اتاق بیمار چیست؟»

مادربزرگ: «نورما فایندلی، اتاق ۳۰۲.»

بعد از چند دقیقه اپراتور برگشت: «خبر خوبی دارم، پرستارش گفت نورما حالش خوب است، فشار خونش طبیعی‌ست، آزمایش خونش هم اوکی است و دکتر گفته فردا ترخیص می‌شود.»

مادربزرگ: «مرسی، فوق‌العاده‌ست. خیلی نگران بودم. خدا خیرتون بده بابت خبر خوب.»

اپراتور: «خواهش می‌کنم. نورما دخترتون هست؟»

مادربزرگ: «نه — من خودم نورما فایندلی هستم تو اتاق ۳۰۲ و هیچ‌کس به من چیزی نمی‌گه!»

نکات گرامری:

زمان گذشته ساده (Past Simple):

در روایت داستان کوتاه از گذشته ساده استفاده شده برای بیان وقایع پشت سر هم: telephoned, asked, returned, told

نقل قول مستقیم (Direct Speech):

گفتار شخصیت‌ها با علامت نقل قول (“”) آورده شده:

“Is it possible to speak…?”

“I have good news…”

این سبک باعث می‌شود روایت زنده‌تر بشه و خواننده بهتر در جریان مکالمه قرار بگیره.

اصطلاحات مهم:

“telephoned” — تلفن زدن (گذشته‌ی telephone) که در زبان رسمی‌تر استفاده می‌شود.

“timidly asked” — با خجالت یا ملایمت پرسید، timidly یعنی با احتیاط و کم‌رویی.

“doing well” — حالش خوب بودن (برای بیماران معمولاً می‌گویند).

“scheduled … to be discharged” — برنامه‌ریزی شده که ترخیص شود، discharge به معنی خروج بیمار از بیمارستان بعد از بهبودی است.

3. داستان طنز انگلیسی کوتاه | he Dumbest Kid in the World

داستان طنز انگلیسی کوتاه | he Dumbest Kid in the World

A young boy enters a barber shop, and the barber whispers to his customer, “This is the dumbest kid in the world. Watch while I prove it to you.” The barber puts a dollar bill in one hand and two quarters in the other, then calls the boy over and asks, “Which do you want, son?” The boy takes the quarters and leaves. “What did I tell you?” said the barber. “That kid never learns!”

Later, when the customer leaves, he sees the same young boy coming out of the ice cream parlor. “Hey, son! May I ask you a question? Why did you take the quarters instead of the dollar bill?” The boy licked his cone and replied, “Because the day I take the dollar, the game is over!”

ترجمه فارسی:

یک پسر کوچک وارد آرایشگاه می‌شود و آرایشگر به مشتری‌اش پچ‌پچ می‌کند: «این احمق‌ترین بچه‌ی دنیاست. ببین چیکار می‌کنه.» آرایشگر اسکناس یک دلاری را در یک دست و دو سکه‌ی بیست و پنج ‌سنتی را در دست دیگر می‌گذارد و از پسر می‌پرسد: «کدومو می‌خوای پسرم؟»

پسر سکه‌ها را برمی‌دارد و می‌رود. آرایشگر می‌گوید: «دیدی؟ این بچه هیچ‌وقت یاد نمی‌گیره!»

چند لحظه بعد که مشتری آنجا را ترک می‌کند، پسر را می‌بیند که از بستنی‌فروشی بیرون می‌آید. می‌پرسد: «چرا سکه‌ها رو انتخاب کردی به جای دلار؟» پسر بستنی‌اش را می‌لیسد و جواب می‌دهد: «چون اون روزی که دلار رو بردارم، بازی تمومه!»

نکات گرامری:

۱) زمان گذشته ساده (Past Simple): در این داستان اکثر فعل‌ها در گذشته ساده هستند چون داستان در گذشته روایت می‌شود: entered, put, asked, took, replied.

۲) نقل قول مستقیم (Direct Speech): گفتار شخصیت‌ها با علامت نقل قول آمده، که باعث می‌شود داستان طبیعی‌تر و جذاب‌تر شود: “Which do you want” و “That kid never learns”

۳) افعال دو بخشی (Phrasal Verbs): مثلاً calls over (به این طرف صدا می‌کند) که در مکالمات حسابی رایجه.

اصطلاحات مهم:

  • “dumbest kid in the world” — احمق‌ترین بچه‌ی دنیا: یک اغراق طنزآمیز که برای شوخی و خنده به‌کار می‌رود.
  • “game is over” — بازی تمومه: در اینجا پسر از کنایه‌ی طنز استفاده می‌کند، چون با برداشتن دلار «بازی»ی که با گرفتن سکه‌ها ادامه داشته، تمام می‌شود.
  • quarters — سکه‌های ۲۵ سنتی (جمع چهار تا می‌شه یک دلار).

4. داستان طنز انگلیسی کوتاه | Improve Your Memory

داستان طنز انگلیسی کوتاه | Improve Your Memory

Two elderly couples were enjoying friendly conversation when one of the men asked the other: “Fred, how was the memory clinic you went to last month?”

“Outstanding,” Fred replied. “They taught us all the latest psychological techniques — visualization, association — it has made a big difference for me.”

“That’s great! What about the name of the clinic?”

Fred went blank. He thought and thought but couldn’t remember. Then a smile broke across his face and he asked, “What do you call that flower with the long stem and thorns?”

“You mean a rose?”

“Yes, that’s it!”

Then he turned to his wife and asked: “Rose, what was the name of that clinic?”

ترجمه فارسی:

دو زوج سالمند داشتند در مورد مسائل مختلف صحبت می‌کردند که یکی از مردها از دیگری پرسید:

«فرد، کلینیک حافظه‌ای که ماه پیش به آن رفتی چطور بود؟»

«عالی بود»، فرد جواب داد. «آن‌ها جدیدترین تکنیک‌های روان‌شناسی را به ما آموزش دادند — تجسم، ارتباط — واقعاً برای من فرق بزرگی ایجاد کرده.»

«خیلی خوبه! اسم کلینیک چی بود؟»

فرد لحظه‌ای مکث کرد و یادش نیامد. خیلی فکر کرد، اما نتوانست به یاد بیاورد. سپس لبخندی زد و گفت: «اسم آن گلی که ساقه بلند و تیغ دارد چی بود؟»

«منظورت رز هست؟»

«آره، همونه!»

بعد به سمت همسرش برگشت و گفت: «رز، اسم آن کلینیک چی بود؟»

نکات گرامری:

گذشته ساده (Past Simple) و حال کامل (Present Perfect):

در داستان برای توصیف تجربه‌ای در گذشته از Past Simple استفاده شده: went to last month

برای بیان نتایج تا زمان حال از Present Perfect استفاده شده: has made a big difference

این دو زمان باعث می‌شوند داستان هم درباره گذشته باشد و هم تاثیرش تا اکنون را نشان دهد.

افعال مورد نیاز برای افکار و احساسات:

He thought and thought but couldn’t remember

استفاده از couldn’t برای توانایی نداشتن در گذشته.

اصطلاحات مهم:

“memory clinic” — کلینیک حافظه، جایی برای تمرین و تقویت حافظه.

“went blank” — یادش رفت، نتوانست چیزی به یاد بیاورد.

“visualization, association” — تکنیک‌های روان‌شناسی برای کمک به حافظه.

“long stem and thorns” — ساقه بلند با تیغ؛ اشاره به گل رز به صورت توصیفی.

5. داستان طنز انگلیسی کوتاه | Dentist Pricing

داستان طنز انگلیسی کوتاه | Dentist Pricing

One day, a man walked into a dentist’s office and asked how much it would cost to extract his wisdom teeth.

The dentist said, “Eighty dollars.”

The man said, “That’s a ridiculous amount. Isn’t there a cheaper way?”

The dentist replied, “Well, if you don’t use an anesthetic, I can knock it down to $60.”

The man said, “That’s still too expensive.”

The dentist said, “Okay, if I save on anesthesia and just rip the teeth out with pliers, I can charge you $20.”

The man moaned, “Nope, still too much.”

The dentist scratched his head and said, “Well, if I let one of my students do it for experience, I suppose I could do it for just $10.”

The man smiled and said, “Marvelous — book my wife for next Tuesday!”

ترجمه فارسی:

روزی مردی وارد مطب دندانپزشکی شد و پرسید: «برای کشیدن دندان عقل چقدر باید بپردازم؟»

دندانپزشک گفت: «۸۰ دلار.»

مرد گفت: «این خیلی گرونه. راه ارزون‌تری نداره؟»

دندانپزشک گفت: «خب، اگر بی‌حسی نزنیم، می‌تونم قیمتش رو به ۶۰ دلار برسونم.»

مرد گفت: «باز هم زیادی‌ه.»

دندانپزشک گفت: «باشه، اگر بی‌حسی رو حذف کنم و با انبردست بکشمش، می‌تونم فقط ۲۰ دلار بگیرم.»

مرد آه کشید: «نه، هنوز هم زیاده.»

دندانپزشک سرش رو خاروند و گفت: «خب، اگر بذارم یکی از دانشجوها این کار رو برای تجربه انجام بده، می‌تونم فقط ۱۰ دلار بگیرم.»

مرد لبخند زد و گفت: «عالیه، همسرم رو برای سه‌شنبه آینده رزرو کن!»

نکات گرامری:

زمان گذشته ساده (Past Simple):

برای روایت وقایع در گذشته، از زمان گذشته ساده استفاده شده:

“A man walked into a dentist’s office”

“The dentist said…”

این زمان برای بیان اتفاقات کوتاه و خاص در گذشته به کار می‌رود.

زمان حال ساده (Present Simple) در مکالمات:

از حال ساده در مکالمات استفاده شده که برای بیان واقعیت‌ها و عادت‌هاست:

“That’s a ridiculous amount.”

“That’s still too much.”

“I can knock it down to $60. ”

استفاده از could برای پیشنهاد و احتمال (Modal Verbs):

در جملاتی مانند “I could do it for just $10”، از could برای نشان دادن امکان یا پیشنهاد استفاده شده است.

پرسش‌های مستقیم و سوالی:

در داستان برای پیشبرد مکالمات از سوال‌های مستقیم استفاده شده که در مکالمات طبیعی کاربرد دارند:

“How much would it cost?”

“Isn’t there a cheaper way?”

استفاده از if برای شرطی‌ها:

در جمله “If you don’t use an anesthetic, I can knock it down to $60.”، از شرطی نوع اول (First Conditional) استفاده شده، که برای بیان شرایط واقعی و آینده استفاده می‌شود. این ساختار می‌گه که اگر کاری انجام بشه، یک نتیجه خاص اتفاق می‌افته.

اصطلاحات مهم:

“knock it down to $60” کاهش قیمت به ۶۰ دلار: این عبارت به معنای کاهش قیمت است و در این داستان با شوخی همراهه، چون تغییرات قیمت برای کشیدن دندان عقل عجیبه!

“rip the teeth out with pliers” کشیدن دندان با انبردست: اشاره طنزآمیز به شیوه‌ای دردناک و غیرمعمول برای کشیدن دندان است.

“That’s a ridiculous amount.” “این مبلغ خیلی زیاد است”: این جمله برای شوخی با قیمت‌های غیرمنطقی و اغراق‌آمیز استفاده شده.

چرا زبان‌خوانی با داستان طنز انگلیسی کوتاه موثره؟

شاید برات سوال باشه که چرا باید وقت‌مون رو برای خوندن داستان خیلی کوتاه انگلیسی خنده دار بذاریم؟ راستش رو بخوای، داستان طنز انگلیسی بهترین راه برای یاد گرفتن زبان هست! چرا؟ چون:

فقط مطالعه نیست، بازی و سرگرمیه!

داستان‌ها به تو این امکان رو می‌دهند که در حالی که از خوندن لذت می‌بری، واژه‌ها و جملات جدید رو هم یاد بگیری. جملات ساده، ولی پر از معانی و نکات جذاب.

یادگیری گرامر به شیوه طبیعی!

گرامر به صورت غیرمستقیم وارد ذهنت می‌شه. شما با خوندن داستان‌هایی که به صورت طبیعی از گرامر درست استفاده کردن، به راحتی گرامر رو می‌فهمید. حتی لازم نیست که “درس گرامر” بخونی!

خوندن با لذت، نه فشار!

شما با داستان‌های کوتاه می‌تونید همزمان که دایره لغات خودتون رو بزرگ می‌کنید، از لحظات طنز و شوخی هم لذت ببرید. نه تنها یاد می‌گیرید، بلکه سرگرم هم می‌شید!

تمرین همیشه مؤثره

داستان‌ها به شما این فرصت رو می‌دن که زبان رو در موقعیت‌های واقعی یاد بگیرید و توی زندگی واقعی هم ازش استفاده کنید. هر چی بیشتر بخونی، بیشتر یاد می‌گیری!

اعتماد به نفس بالاتر در صحبت کردن

وقتی بتونی یک داستان رو به زبان خودت بخونی و بفهمی، یعنی توی صحبت کردن هم راحت‌تر و با اعتماد به نفس بیشتری عمل می‌کنی.

کتاب داستان‌های طنز انگلیسی رو از زبانمهر تهیه کن

خرید کتاب داستان‌های طنز انگلیسی از زبانمهر

داستان‌های طنز کوتاه انگلیسی، نه تنها خنده‌دار و سرگرم‌کننده‌اند، بلکه گرامر و لغات واقعی زبان انگلیسی را به شما آموزش می‌دهند. با خواندن هر داستان، شما بدون فشار و حس کلاس درس، مهارت‌های زبانی خود را تقویت می‌کنید و تجربه‌ای شیرین از یادگیری زبان خواهید داشت.

الان وقتشه که این تجربه را خودت شروع کنی!

در زبانمهر کلی کتاب انگلیسی از رمان و شعر گرفته تا داستان و کتاب آموزشی که می‌تونید برای تقویت زبان خودتون تهیه کنید.

کتاب زبان اصلی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا