آموزش انگلیسیآموزشی

واژگان ضروری دریانوردی به انگلیسی/ با مثال در جمله

دنیای دریانوردی پر از واژه‌ها و اصطلاحاتی است که هرکدام تاریخچه و کاربرد خاص خودشان رو دارن. چه بخواید فیلم‌های دریایی رو بهتر بفهمید، چه قصد سفر دریایی داشته باشید یا حتی برای کنکورهای مرتبط مطالعه کنید یا اصلا شغلتون مرتبط با دریانوردی و تجارت دریایی باشه شناخت اصطلاحات ملوانی بسیار کمک‌کننده است. در این مطلب، یک لیست کامل و قابل استفاده از مهم‌ترین اصطلاحات دریانوردی به انگلیسی رو جمع‌آوری کرده‌ام؛ به همراه چند جمله‌ نمونه انگلیسی برای اصطلاحات تا راحت‌تر یاد بگیرید.

اجزای اصلی شناور به انگلیسی

کشتی  Ship
شناور / هر نوع وسیله دریایی Vessel 
قایق Boat
عرشه  Deck 
دماغه / جلوی کشتی  Bow 
پاشنه / عقب کشتی Stern
لنگر Anchor 
بادبان Sail 
خدمه Crew
ناوبری Navigation
قطب نما Compass 
بندر Harbor 
اسکله Dock 
کابین Cabin 
اتاق موتور Engine room 
فانوس دریایی Lighthouse 
رادار Radar 
قایق نجات Lifeboat 
جلیقه نجات Life jacket 

تجهیزات کلیدی و محیط بندر به انگلیسی

در ادامه برای آشنایی بیشتر چند تا جمله با کلماتی که گفته شده، میسازیم.

The ship left the harbor early in the morning.

کشتی صبح زود بندر را ترک کرد.

Every vessel must follow international maritime rules.

هر شناوری باید قوانین بین‌المللی دریایی را رعایت کند. 

We used a small boat to reach the island.

برای رسیدن به جزیره از یک قایق کوچک استفاده کردیم.

The crew gathered on the deck for inspection.

خدمه برای بازرسی روی عرشه جمع شدند. 

The bow of the ship cut through the waves.

دماغه کشتی موج‌ها را می‌شکافت.

قایق و جلیقه نجات به انگلیسی

A small ladder was attached to the stern.

یک نردبان کوچک به قسمت پاشنه وصل شده بود.

They dropped the anchor near the shore

آن‌ها لنگر را نزدیک ساحل انداختند.

Every passenger must know where the lifeboat is located.

هر مسافر باید بداند قایق نجات کجاست.

لیست کلمات انگلیسی مربوط به دریا

لیست کلمات انگلیسی مربوط به دریا

جزر و مد Tide
موج Wave 
طوفان Storm
دریا Sea
ساحل Beach
فانوس دریایی Lighthouse 

حالا چند تا از کلمات رو توی جمله ببینیم:

We had to wait for the tide to rise.

مجبور بودیم صبر کنیم تا جزر و مد بالا بیاید.

Strong waves shook the small boat.

موج‌های قوی قایق کوچک را تکان دادند.

کلمات مربوط به راهبری در دریا به انگلیسی

The storm forced the ship to change its route.

طوفان کشتی را مجبور کرد مسیرش را تغییر دهد.

The lighthouse guided the sailors during the night.

فانوس دریایی شب‌هنگام ملوان‌ها را راهنمایی می‌کرد.

کارکنان کشتی به زبان انگلیسی

کارکنان کشتی به زبان انگلیسی

اگر مثل من به همه افرادی که توی کشتی کار میکنن میگی ناخدا یا ملوان این قسمت رو خوب یاد بگیر.

ناخدا Captain 
خدمه Screw
ملوان Sailor / Seaman
افسر اول Chief Officer 
سر ملوان Bosun
ملوان ماهر Able Seaman
کارگر عرشه Deckhand 
راهنمای بندر Pilot
ملوان عادی Ordinary Seaman

 

The deckhand prepared the fenders before arrival.

کارگر عرشه پیش از رسیدن، ضربه‌گیرها را آماده کرد.

The bosun instructed the crew to secure the deck equipment.

سرملوان به خدمه دستور داد تجهیزات عرشه را محکم کنند.

The chief officer supervised the loading of dangerous goods.

افسر اول بارگیری کالای خطرناک را نظارت کرد.

 

اصطلاحات مربوط به بارگیری، تخلیه و حمل بار به انگلیسی

کلمات عملیات بار کشتی به انگلیسی

بارگیری Loading
تخلیه بار Unloading / Discharging
فهرست کل بار Cargo Manifest
بارنامه Bill of Lading (B/L) 
کارگر تخلیه و بارگیری Stevedore
کالای فله‌ای Bulk Cargo
بار بسته‌بندی‌شده غیر کانتینری Breakbulk 
کانتینر Container
جرثقیل Crane
عملیات جابه‌جایی بار Cargo Handling 

 

The crane lifted each container with precision.

جرثقیل هر کانتینر را با دقت بلند کرد.

The stevedores worked quickly to unload the ship.

کارگران بندری با سرعت برای تخلیه کشتی کار کردند

Discharging the containers took almost six hours.

تخلیه کانتینرها تقریباً شش ساعت طول کشید.

اصطلاحات بندری و حمل دریایی به انگلیسی

اصطلاحات بندری و حمل دریایی به انگلیسی

اداره بندر Port Authority 
ترمینال بندری Terminal
محل پهلوگیری Berth
اسکله / ساحل بارگیری Quay
بارانداز Wharf
گمرک Customs
عوارض بندری Port Dues 
سوخت‌گیری دریایی Bunkering

آشنایی با زیرساخت های بندر به انگلیسی

The vessel stopped at the port for bunkering.

کشتی برای سوخت‌گیری در بندر توقف کرد.

Trucks lined up along the quay to load the goods.

کامیون‌ها در امتداد اسکله /ساحل برای بارگیری صف کشیدند.

The port authority approved the ship’s documents.

اداره بندر مدارک کشتی را تأیید کرد.

مدیریت، خدمات و تشریفات بندری به انگلیسی

کتاب زبان اصلی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا