آموزش انگلیسیآموزشی

پسوندها و پیشوندهای انگلیسی که هر زبان آموزی باید بداند

تقریباً همه ما تجربه‌اش را داریم: وسط یک متن انگلیسی چشممان می‌افتد به کلمه‌ای که تا حالا ندیده‌ایم. چند ثانیه نگاهش می‌کنیم و حس می‌کنیم کلمه آشناست یه جایی قبلا دیدیم این کلمه رو، اما دقیق معنایش رو نمی‌دانیم.

در واقع خیلی وقت‌ها مشکل از خود کلمه نیست؛ از پیشوند یا پسوندی است که به آن چسبیده و ظاهرش را عوض کرده.

این تکه‌های کوچک اول یا آخر کلمه، در عمل همان‌ها هستند که معنی را جابه‌جا می‌کنند. کافی است un- را اضافه کنیم و مفهوم کامل برعکس شود؛ یا -er را بچسبانیم و یک «انجام‌دهنده» بسازیم. به همین سادگی!

وقتی این الگوهای کوچک را یاد بگیری، بخش بزرگی از حدس‌زدن معنی کلمات، با درک ساختار کلمه از بین می‌رود. این همان نقطه‌ای است که زبان یاد گرفتن، از حفظ کردنِ طوطی‌وار فاصله می‌گیرد و تبدیل می‌شود به فهمیدن.

در این مقاله از زبانمهر با هم قدم‌به‌قدم جلو می‌رویم، پیشوندها و پسوندهای مهم را می‌شناسیم و یاد می‌گیریم چطور ازشان برای شناسایی معنی استفاده کنیم.

مهم‌ترین پسوند ها و پیشوند های انگلیسی

مهم‌ترین پسوند ها و پیشوند های انگلیسی

هر کلمه در انگلیسی از یک «هسته» ساخته می‌شود؛ همون بخشی که معنی اصلی رو حمل می‌کنه.

اما برای ساختن کلمه‌های تازه، زبان یک روش کاربردی داره: تکه‌هایی که به اول یا آخر این هسته اضافه می‌شن و زاویه معنی رو تغییر می‌دن.

پیشوند (Prefix) تکه‌ایه که به اولِ کلمه می‌چسبه:

مثل unhappy که با اضافه شدن un– معنی‌اش برعکس می‌شه.

پسوند (Suffix) تکه‌ایه که به آخرِ کلمه می‌چسبه:

مثل teacher که با گرفتن –er تبدیل می‌شه به «کسی که آموزش می‌دهد».

زبان با همین قطعه‌های کوچک، ده‌ها معنی جدید می‌سازه، بدون اینکه مجبور بشه برای هر مفهوم یک لغت کاملاً تازه خلق کنه. در نتیجه، تو با یاد گرفتن همین پیشوندها و پسوندها، به‌جای حفظ کردن صدها لغت، ساختارها رو یاد می‌گیری و معنی‌ها رو از دل کلمه بیرون می‌کشی.

چرا باید سراغ آموزش پیشوند و پسوند در زبان انگلیسی برویم؟

چرا باید سراغ آموزش پیشوند و پسوند در زبان انگلیسی برویم؟

بخش زیادی از کلمه‌های انگلیسی به هم وصل‌اند؛ مثل شاخه‌هایی که از یک تنه بیرون زده‌اند.

شناختن پسوند ها و پیشوند های انگلیسی باعث می‌شود این ارتباط‌ها را ببینی. که نتیجه‌اش چند تا اتفاق مهم است:

  • معنی کلمات ناآشنا را راحت‌تر حدس می‌زنی

وقتی re-، anti– یا –ment را بلد باشی، حتی اگر خودِ کلمه را نشناسی، یک تصویر اولیه از معنی می‌گیری.

این یعنی فهم روان‌تر معنی کلمات ناشناخته.

  •  تعداد لغت‌هایی که نیاز به حفظ کردن‌شان داری، نصف می‌شود

فرض کن این چهار کلمه را ببینی:

predict

prediction

predictable

unpredictable

اگر بخواهی هرکدام را جداگانه حفظ کنی، چهار تا لغت کامل داری با چهار تا معنی جدا.

اما وقتی ساختار را بشناسی، همه چیز شفاف‌تر می‌شود:

ریشه: dict (گفتن)

پیشوند: pre– (قبل)

پسوندها: –ion (اسم‌ساز)، –able (قابل)، un– (منفی‌کننده)

وقتی این‌ها را بلد باشی، فقط کافی است یک بار “predict” را یاد بگیری؛ سه تا کلمه دیگر، قابل حدسه. درواقع به‌جای حفظ کردن چهار لغت کامل، فقط یک کلمه حفظ می‌کنی.

  •  اسپیکینگ و رایتینگت شکل‌گرفته‌تر و دقیق‌تر می‌شود

وقتی بلد باشی از یک ریشه، چندین کلمه مرتبط بسازی، جمله‌سازی طبیعی‌تر پیش می‌رود.

انگار یک جعبه ابزار کنار دستت داری.

  •  اعتمادبه‌نفست موقع زبان‌خواندن بالا می‌رود

هیچ‌کس از دیدن کلمات عجیب خوشش نمی‌آید؛ اما وقتی بفهمی ساختارها قابل حدس‌اند، ابرهای جلوی کلمات کنار می‌روند و مفاهیم روشن می‌شوند و این باعث می‌شود با اعتمادبه‌نفس بیشتری جلو بری.

در عمل، یاد گرفتن پیشوندها و پسوندها یک مهارت کوچک با اثر بزرگ است؛

مهارتی که کمک می‌کند «کلمه‌ها» را نه به‌عنوان جزیره‌های پراکنده، بلکه به‌عنوان خانواده‌هایی مرتبط ببینی.

پیشوندها در زبان انگلیسی

پیشوندها در زبان انگلیسی: تغییر معنی از همان اولین قدم

پیشوندها مثل آن تکه‌های کوچکی هستند که قبل از «اصل ماجرا» می‌آیند و مسیر معنی را کمی می‌چرخانند.

گاهی برعکسش می‌کنند، گاهی شدت می‌دهند، و گاهی فقط یک جهت تازه به مفهوم می‌دهند.

این‌ها چندتا از کاربردی‌ترین پیشوندهایی‌اند که در متن‌ها جلو چشم‌مان ظاهر می‌شوند:

  1. un– معنی: “برعکس”، “بدون”

این پیشوند هرجا برسد، معنی را برمی‌گرداند یا خالی می‌کند.

مثال:

unhappy → ناراحت

unlock → باز کردن قفل

حس کلی: خلاف حالت اصلی.

  1. re– معنی: “دوباره”

هر جا دیدی، یعنی کاری تکرار می‌شود.

مثال:

rewrite → دوباره نوشتن

rebuild → دوباره ساختن

حس کلی: تکرار و بازسازی.

  1. dis– معنی: “خلاف”، “نه”، “برعکس”

نوعی حس منفی یا عدم موافقت ایجاد می‌کند.

مثال:

dislike → دوست نداشتن

disconnect → قطع شدن

حس کلی: جدا کردن، برعکس کردن.

  1. pre– معنی: “قبل از”

زمان یا موقعیتی قبل از چیز اصلی را نشان می‌دهد.

مثال:

preview → دیدن قبل از انتشار

prepare → آماده کردن

حس کلی: پیش‌زمینه یا قبل از شروع.

  1. mis– معنی: “اشتباه”

نشان‌دهنده بی‌دقتی، غلط انجام دادن یا سو‌تفاهم است.

مثال:

misunderstand → بد فهمیدن

misplace → جابه‌جا گذاشتن اشتباهی

حس کلی: انجام اشتباه یک کار.

  1. over– معنی: “بیش از حد”

حالت افراط را منتقل می‌کند.

مثال:

overthink → بیش از حد فکر کردن

overwork → زیاد کار کردن

حس کلی: از حد طبیعی گذشتن.

  1. under– معنی: “کمتر از حد”

برعکس over. یعنی کمتر از مقدار لازم یا کمتر از حد انتظار.

مثال:

underpay → کم‌حقوق دادن

underestimate → دست‌کم گرفتن

حس کلی: کمبود یا کمتر بودن.

  1. inter– معنی: “بین” یا “میان”

اتفاقی که بین دو یا چند چیز رخ می‌دهد.

مثال:

international → بین‌المللی

interact → تعامل داشتن

حس کلی: ارتباط میان بخش‌ها.

  1. anti– معنی: “ضدِ”

مقابله با چیزی یا جلوگیری از آن.

مثال:

antibiotic → ضد میکروب

anti-virus → ضدویروس

حس کلی: مخالفت یا مبارزه.

  1. auto– معنی: “خود”، “خودکار”

عملکرد بدون دخالت مستقیم انسان.

مثال:

autopilot → خلبان خودکار

auto-correct → اصلاح خودکار

حس کلی: فرایند خودبه‌خود.

در ادامه، مجموعه‌ای از مهم‌ترین پیشوندهای کاربردی زبان انگلیسی، به صورت جدول آورده می‌شود تا بتوانید هنگام برخورد با کلمات ناآشنا، ساختار آن‌ها را سریع‌تر تحلیل کنید. 

پیشوند معنی مثال توضیح ساده
un- مخالف، بدون unhappy معنی رو برعکس می‌کنه.
re- دوباره rewrite یعنی “یک بار دیگر”.
dis- خلاف، دور از dislike نشان‌دهنده حس منفی.
pre- قبل از preview قبل از اتفاق اصلی.
mis- اشتباه misunderstand یعنی چیزی درست انجام نشده.
over- بیش از حد overthink یعنی افراط.
under- کمتر از حد underpay کم‌تر از مقدار لازم.
inter- بین international چیزی که میان چند بخش اتفاق می‌افتد.
anti- ضد antibiotic مقابله با چیزی.
auto- خودکار autopilot بدون دخالت انسان.

پسوندها در زبان انگلیسی

پسوندها در زبان انگلیسی: وقتی پایان کلمه همه چیز را تغییر می‌دهد

پسوندها همان تکه‌های کوچکی هستند که به آخرِ کلمه می‌چسبند و نقش آن را مشخص می‌کنند:

اسم می‌سازند، صفت می‌سازند، یا حالت فعل را تغییر می‌دهند.

با شناختن پسوندها، می‌توانی به سرعت حدس بزنی کلمه چه نوعی است و چه نقشی در جمله دارد.

  1. er / -or– اسم‌ساز: فرد انجام‌دهنده

به شخص یا چیزی اشاره می‌کند که کاری را انجام می‌دهد.

مثال:

writer → نویسنده

actor → بازیگر

driver → راننده

حس کلی: نقش و مسئولیت فرد.

  1. ness– اسم‌ساز: “حالت” یا “وضعیت”

این پسوند اغلب یک صفت را به اسم انتزاعی تبدیل می‌کند؛ یعنی کیفیت یا حالت چیزی

مثال:

kindness → مهربانی

darkness → تاریکی

حس کلی: تبدیل صفت به یک حالت.

  1. ful- به معنی “پر از”

یک ویژگی را به شکل قوی داخل کلمه قرار می‌دهد.

مثال:

hopeful → پرامید

careful → محتاط

حس کلی: سرشار از چیزی.

  1. less- به معنی “بدونِ”

کاملاً برعکس ful است.

مثال:

hopeless → ناامید

fearless → بی‌هراس

حس کلی: نبود کامل ویژگی.

  1. able / -ible- به معنی “قابلِ”

نشان می‌دهد که انجام آن کار امکان‌پذیر است.

مثال:

readable → قابل خواندن

edible → قابل خوردن

حس کلی: توانایی یا قابلیت انجام.

  1. ment- اسم‌ساز: نتیجه یا فرایند

نتیجه یک عمل، یک تغییر یا یک حالت.

مثال:

improvement → بهتر شدن

movement → حرکت

حس کلی: خروجی عمل.

  1. ly- قیدساز: “چگونه”

نحوه انجام یک کار را توضیح می‌دهد.

مثال:

slowly → آرام

happily → با خوشحالی

حس کلی: سبک و روش انجام.

  1. tion / –sion- اسم‌ساز رسمی

نسخه رسمی‌تر و کتابی‌تر اسم‌ها برای فرایند/عمل.

مثال:

education → آموزش

decision → تصمیم

حس کلی: اسم حرفه‌ای و رسمی.

  1. ist- شخصی که حرفه یا باور خاص دارد

نشان‌دهنده تخصص، مهارت یا عقیده.

مثال:

pianist → نوازنده پیانو

artist → هنرمند

scientist → دانشمند

حس کلی: متخصص یک زمینه.

  1. ize / -ise- فعل‌ساز: “تبدیل کردن به…”

عمل تبدیل، تغییر حالت یا شکل‌دهی.

مثال:

modernize → مدرن کردن

realize → پی‌بردن

organize → سازمان‌دهی کردن

حس کلی: ایجاد تغییر یا تبدیل.

در ادامه نیز جدولی جامع از پسوندهای پرکاربرد ارائه می‌شود؛ پسوندهایی که نقش کلمات را تغییر می‌دهند و به شما اجازه می‌دهند ساختار واژه‌ها را دقیق‌تر بشناسید.

پسوند نقش جدید مثال توضیح کاربردی
-er / -or اسم‌ساز (فرد انجام‌دهنده) writer کسی که کاری را انجام می‌دهد.
-ness اسم‌ساز (حالت/وضعیت) kindness تبدیل صفت به یک حالت.
-ful پر از hopeful پر از حس یا ویژگی.
-less بدون hopeless نبود کامل یک ویژگی.
-able / -ible قابل readable چیزی که امکان انجام آن هست.
-ment اسم‌ساز (فرآیند/نتیجه) improvement حاصل یک عمل.
-ly قیدساز slowly توضیح نحوه انجام یک عمل.
-tion / -sion اسم‌ساز education تبدیل فعل به اسم رسمی‌تر.
-ist حرفه/باور artist کسی که در یک زمینه تخصص دارد.
-ize / -ise فعل‌ساز modernize تبدیل به چیزی کردن.

یادگیری پسوند و پیشوند با کتاب‌های تخصصی

یک راه ساده؛ یادگیری پسوند و پیشوند با کتاب‌های تخصصی

در نگاه اول شاید پسوند ها و پیشوند های انگلیسی فقط چند تکه کوچک در ابتدای و انتهای کلمات به نظر برسند؛ اما وقتی آموزش پیشوند و پسوند در زبان انگلیسی کامل باشد، تبدیل می‌شوند به یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای فهمیدن معنی کلمات جدید. با همین ابزار ساده، یادگیری لغت از حالت حفظی خارج می‌شود و شبیه حل کردن یک معمای ساده جلو می‌رود.

اگر می‌خواهی یادگیری پیشوند و پسوند تبدیل شود به مهارتی واقعی که توی خواندن و درک متن کمکت کند، چند قدم بیشتر لازم نیست. فقط باید منبعی داشته باشی که این قواعد را واضح، طبقه‌بندی‌شده و با تمرین‌های قابل استفاده توضیح داده باشد.

در زبانمهر، مجموعه‌ای از جدیدترین کتاب‌های آموزش لغت و ساخت‌واژه را گردآوری کردیم؛ کتاب‌هایی مثل:

  • کتاب‌های سطح‌بندی‌شده برای تقویت لغت

اگه دنبال یک کتاب مطمئن هستی که واقعاً توی واژگان کمکت کند، کافیست وارد سایت زبانمهر شوی و کتاب مناسب سطح خودت را انتخاب کنی.

هر کتابی لازم داشته باشی، از منابع مقدماتی تا حرفه‌ای، همین الان در دسترس توست.

شماره تماس: 02166491500

کتاب زبان اصلی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا